شاید ان روز که سهراب نوشت تا شقایق هست زندگی باید کرد خبری از
دل پر درد گل یاس نداشت باید اینطور نوشت هر گلی هم هست چه
شقایق چه گل پیچک و یاس زندگی اجباری ست
آی خدا دلگیرم ازت آی زندگی سیرم ازت آی زندگی
میمیرم و عمرم و میگیرم ازت این غصه های لعنتی از
خنده دورم میکنن این نفسای آخره زنده به گورم میکنن
چه لحظه های خوبی ثانیه های اخره فرشته ی مردن
من منو از اینجا میبره چه اعترافه تلخیه انگار رسیدم ته
خط وقته خلاصی از همست ای دنیا بیزارم ازت


